|
تناقض هاي غرب درانتخابات آزاد خاورميانه |
|
|
|
|
نوشته شده توسط etemad
|
|
شنبه ، 6 تیر 1388 ، 07:59 |
طي دو هفته اي كه از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران مي گذرد شاهد دو رفتار متضاد از سوي دولت هاي غربي در رابطه با ايران بوده ايم.  طي دو هفته اي كه از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران مي گذرد شاهد دو رفتار متضاد از سوي دولت هاي غربي در رابطه با ايران بوده ايم. در مرحله اول، به محض اعلام شمار 40ميليوني شركت كنندگان در انتخابات اغلب محافل سياسي غرب با شگفتي به تحسين فضاي سياسي ايران پرداخته و اقرار كردند كه چنين رويدادي در صحنه خاورميانه بي سابقه است. اما درست يك روز بعد و هنگامي كه نتيجه انتخابات را به نفع نماينده جريان مردمي ديدند، با چرخش ناگهاني راه شبهه افكني نسبت به اين انتخابات را پيش گرفتند.
طي دو هفته اي كه از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران مي گذرد شاهد دو رفتار متضاد از سوي دولت هاي غربي در رابطه با ايران بوده ايم. در مرحله اول، به محض اعلام شمار 40ميليوني شركت كنندگان در انتخابات اغلب محافل سياسي غرب با شگفتي به تحسين فضاي سياسي ايران پرداخته و اقرار كردند كه چنين رويدادي در صحنه خاورميانه بي سابقه است. اما درست يك روز بعد و هنگامي كه نتيجه انتخابات را به نفع نماينده جريان مردمي ديدند، با چرخش ناگهاني راه شبهه افكني نسبت به اين انتخابات را پيش گرفتند. اكنون كه نهادهاي قانوني پس از بررسي سير درخواست نامزدان به تاييد نهايي انتخابات مبادرت كرده اند، طرف هاي غربي جبهه سياسي تازه اي را گشوده اند و با شعار حمايت از يك جناح براي زير سوال بردن مشروعيت و بنيان رويداد بزرگ 22خرداد صف بسته اند. البته چنين رفتاري در تاريخ سياسي ايران بي سابقه نيست و به ايام انتخابات نيز محدود نمي شود. نكته قابل تامل اين است كه همه اظهارنظرها و بيانيه هاي روزهاي اخير سياستمداران غرب درباره ايران به واژه و مفهوم دموكراسي ختم مي شود و بر اين ادعا پا فشاري مي شود كه واشنگتن و متحدان اروپايي اش نگران سرنوشت دموكراسي در اين سامان هستند. شايد دقيق ترين پاسخ را در اين باره سردبير الوطن العربي در سرمقاله اخيرش به مدعيان غرب ارائه كرد. او گفت:در ايران با وجود آنكه تنها 30 سال از دموكراتيك شدن آن مي گذرد ما از تلويزيون هاي خود صف هاي طولاني ايرانيان را براي راي دادن مشاهده كرديم. بيش از 80 درصد از 46ميليون واجدين شرايط راي به پاي صندوق هاي راي رفتند. پس بهتر است غرب اين اتفاق را با شرايطي كه كشورهاي عربي دارند قياس كند. عبدالباري عطوان در ادامه كيفيت دموكراسي ايران را مورد توجه قرار مي دهد و مي گويد: همين بحثي كه در ايام انتخابات ميان جناح هاي سياسي بر سر انتخابات جريان يافت، مويد فضاي آزاد ايران است. واقعيت اين است كه رهبران اروپا و امريكا چالش با انتخابات ايران را در حالي كليد زده اند كه نيات دموكراسي خواهي آنها نزد ملت هاي خاورميانه بيش از هر زمان ديگري زير سوال است. نمونه هاي تازه و بارز اين تناقض را مي توان در مصر، لبنان، اردن و فلسطين سراغ گرفت. در مهمترين كشور خاورميانه عربي يعني مصر، دولت شريك امريكا به راحتي احزاب اپوزيسيون را از حضور در انتخابات منع كرد و در انتخاباتي دستچين شده همه كرسي هاي پارلمان اين كشور را به اعضاي حزب حاكم دموكراتيك ملي اعطا كرد. نهادهاي مدني و حزبي مصر به همه مراجع بين المللي شكايت بردند اما نه كاخ سفيد و نه دولت هاي فرانسه، انگليس و آلمان تلاشي براي اعمال اصول دموكراسي در اين كشور به عمل نياوردند. در اردن نيز اين اتفاق تكرار شد، حكومت عبدالله دوم بسياري از نامزدان موثر جناح اخوان المسلمين را از شركت در انتخابات منع كرد و پارلمان را با هواداران خويش پركرد اما هيچ واكنشي از سوي غرب در اين باره ديده نشد. در ديگر كشورهاي عربي هم پيمان غرب نيز امريكا مشابه همين رفتار را دنبال كرد. سران كاخ سفيد به راحتي اجازه دادند دولت هاي فردگرا و سلاطين عرب، انتخابات را به شيوه دلخواه خويش با عنوان شوراي مشورتي برپا كنند به گونه اي كه فقط صورتي دموكراسي كه از محتوا تهي است، در اين كشورها پياده شد. به طور مثال، در سال هاي اخير، برگزاري بعضي از انتخابات در كشورهاي منطقه، به تغييرات اساسي حكومت ها براساس خواست مردم و نخبگان منجر نشده است و يا همه اقشار و طبقات مردمي به صورت برابر در انتخابات شركت نكرده اند. حتي در انتخابات كشورهايي كه غرب آنها را «دوستان استراتژيك» خويش مي خواند بسياري از افراد و خصوصاً زنان، به دليل سنت هاي پادشاهي امكان حضور نداشته اند. اما نه امريكا و نه نهادهاي اروپايي هيچ واكنش منفي نسبت به نمايش تمسخرآميز دموكراسي در اين كشورها نشان نداده اند. از اين چند نمونه واكنش غرب به كشورهاي منطقه كه بگذريم، مدعيان ليبرال دموكراسي در برخورد با انتخابات آزاد و عادلانه اي كه در دو كشور فلسطين و لبنان برگزار شده سوال انگيزترين رفتار سياسي را داشته اند. البته بنيان اين تناقض از دهه 90 گذاشته شد وقتي كه اسلامگرايان در انتخابات آزاد الجزاير توانستند آراي مردم را به خود اختصاص دهند. آن روز اروپا و امريكا در جبهه اي مشترك، ارتش و سكولارهاي متعصب الجزاير را به سمت خونين ترين سركوب هواداران اسلامگراي اين كشور سوق دادند كه اين رويارويي خونين 200 هزار قرباني برجاي گذاشت. تصميم غرب به حذف خشونت بار اسلامگرايان از صحنه الجزاير بخشي از يك استراتژي بلندمدت بود كه همه دولت هاي ليبرال دموكرات اروپا و امريكا تاكنون از آن دفاع كردنده اند و پس از الجزاير در هر كشور اسلامي و عربي كه احتمال حاكميت جريان هاي مذهبي مطرح شد به صورت سيستماتيك اين نظريه را پياده كردند. اين استراتژي در دهه اخير به صورت آشكار در قبال جنبش ها و دولت هاي اسلام گراي تركيه، لبنان، فلسطين و ايران دنبال شده است. خشن ترين صورت اين استراتژي از ژانويه 2006 در قبال انتخابات فلسطين و دولت بر آمده از راي مردم اين سرزمين يعني جنبش حماس پيگيري شده است. امريكا و اروپا كه خود با تشويق همه جانبه فلسطيني ها را به سمت انتخابات سوق داده بودند پس از برنده شدن نيروهاي انقلابي به تحريم همه جانبه آن پرداختند. تناقضات غرب در صحنه دموكراسي فلسطين موضوعي است كه اغلب سياستمداران آن را به رخ اوباما و شركايش كشيده اند سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه در سفر اخير خود به منطقه گوشزد كرد كه غرب اشتباه خود درخصوص عدم قبول پيروزي «حماس» در انتخابات سال 2006 در فلسطين را در لبنان و ديگر كشورهاي اسلامي تكرار نكند. عبدالله گل رئيس جمهور تركيه در سفري كه بعد از جنگ غزه به منطقه داشت خاطرنشان كرد: آنچه در غزه روي داد ناشي از بي توجهي رهبران كشورهاي غربي به لوازم دموكراسي بوده است. گل به ياد آورد كه دولت اسلامي تركيه نيز به دليل آنكه داراي سرشت مذهبي است از سوي برخي سران اروپا بايكوت مي شود و راه عضويت آن در اتحاديه اروپا بسته شده است. با آنكه لاوروف و گل هر دو اظهار اميدواري كردند كه غرب سياست كج دار و مريز خويش را در خاورميانه اصلاح كند اما هيچ كدام از اين هشدارها و توصيه ها در نگاه غرب كارساز نشد و به فاصله اندكي امريكا و اروپا خط مشي تناقض آلود خويش در قبال دو انتخابات مهم لبنان و ايران را تكرار كردند. صحنه انتخابات ايران و لبنان چنان در غرب تصويرسازي شد كه گويي مبارزه ميان دو انديشه غربگرايان و تفكر غرب ستيزان در اين دو نقطه مهم خاورميانه درگرفته است. به خاطر همين ويژگي است كه سران غرب از ابتدا انتخابات ايران و لبنان را مهمترين قطعه از پازل بزرگ جدال در خاورميانه محسوب كردند، آنها در بيروت از پيروزي حزب الله اظهار نگراني كردند و در تهران از پيروزي اصولگرايان. ترديدي نبود كه نتيجه اين برد و باخت، موازنه قدرت را نه تنها در بيروت وتهران كه در صحنه خاورميانه به نفع يكي از اين دو جريان دگرگون مي كند. صف آرايي نمايندگان تفكر مقاومت در برابر جناح 14 مارس، جناحي كه از يك سو متحد كشورهاي محافظه كار عربي (عربستان، مصر و اردن) و از سوي ديگر تكيه گاه غرب ( بويژه امريكا، فرانسه و انگليس) است، موجب شد انتخابات لبنان نام پرهزينه ترين رقابت سياسي را نيز به خود اختصاص دهد. و بازيگران عربي و غربي بالاترين سرمايه گذاري تبليغاتي و مالي را براي تسخير كرسي هاي مجلس اين كشور انجام دهند. بيشترين تحركات سياسي را امريكايي ها انجام دادند. باراك اوباما قريب 20 روز پس از ديدار هيلاري كلينتون، وزيرخارجه اش از بيروت، جوبايدن معاون خويش را راهي منطقه كرد كه طبق گفته لبناني ها، از 30 سال پيش تاكنون نخستين بار بود كه معاونان رئيس جمهور امريكا در چنين سطحي به خاورميانه سفر كنند. هيات اعزامي امريكا به لبنان در نخستين اظهاراتش، اهداف سياسي سفر به بيروت را كتمان نكرد. بايدن چند ديدار مهم در بيروت انجام داد.البته در همان برهه اعلام شد كه يك محور ثابت مذاكرات بايدن با سران عرب انتخابات ايران بوده است به گونه اي كه در پايان اين سفر بشار اسد خطاب به امريكا و غرب گفت كه آنها بايد خواب گرايش ايران به غرب را از سر بيرون كنند. در بيروت انبوه تلاش هاي ديپلمات هاي عرب و فرستادگان كاخ سفيد براي تغيير نگاه شهروندان لبناني راه به جايي نبرد و تركيب قدرت در پارلمان بازهم ميان دو جناح معارضه و جناح 14 مارس تقسيم شد. اكنون رويدادهاي پس از انتخابات ايران به آزموني براي سياست خارجي غرب تبديل شده است، ظرافت و پيچيدگي اين رويدادها به نظر مي آيد اين بار نيز سياستمداران امريكا و اروپا را دچار اشتباهات جدي در ارزيابي شان از اوضاع ايران كرده است. پاسخي كه از سوي احزاب، گروه ها و شخصيت هاي سياسي به دخالت هاي اوباما داده شد دلالت بر اين داشت كه اين بار اوباما نيز در تاثيرگذاري بر تحولات ايران همانند اسلافش ناكام مانده است. بي شك اين سياست آزمون و خطا نمي تواند تامدت طولاني ادامه يابد دست كم در مناطق استراتژيكي مثل ايران موضع گيري هاي برخي كشورهاي غربي در مورد انتخابات رياست جمهوري كه بسيار عجولانه بوده منافع راهبردي آنها با مخاطرات جدي روبهرو مي كند. بسياري از ناظران از اين نكته در شگفت هستند كه چگونه امريكاي گرفتار در بحران هاي فرساينده عراق و افغانستان و با وجود بحران عظيم اقتصادي حاضر شده بحران تازه اي در اين نقطه خاورميانه براي خود ايجاد كند. بدون شك براي ايراني ها و ديگر نيروهاي مقاومت اسلامي اين سياست مداخله جويانه غرب يك تابلو راهنما خواهد بود كه مسير تازه اي را در تقابل با غرب برگزينند، اين مسير جديد ديگر تعامل و مدارا نيست بلكه همه چيزرنگ تقابل دارد نويسنده: محمدرضا بخشايش منبع: ايران |